نمایش نامه

تاریخ: شنبه 07 بهمن 1391 ساعت: 00:02 بازدید: 261 نویسنده: مریم حیدری

نمایشنامه چیست؟

سوالی که اگر پاسخی برایش یافت شود ،مسئله ی اصلی نمایشنامه نویسی حل خواهد شد .ما باید به چه نوشته ای نمایشنامه بگوییم؟ تفاوتهای اساسی نمایشنامه با سایر انواع ادبی در چه فاکتورهایی خلاصه می گردد؟

ابتدا باید اعتراف کرد که رکن اصلی یک نمایش ،بازیگر است.بازیگر در هر شرایط و زمان و مکانی می تواند نمایش برپا کند.این نمایش حتی می تواند بر پایه ی بداهه باشد (مثال بارز آن نمایشهای ایرانی از قبیل تخت حوضی و میدانی است)با این وصف نمایشنامه  وقتی می تواند خودی نشان دهد که عرصه ای مناسب برای بازی و جلب تماشاچی و ارائه ی ایده ایجاد کند .و دارای مختصات ویژه ای باشد :

1-     اصالت داشته باشد .بدین معنی که نو باشد .حتی المقدور پیش از این یا نوشته نشده باشد ،یا از زاویه ای نو به موضوع نگاه شده باشد .

 

2-   از تکنیک مناسب برخوردار باشد .حکایت ظرف و مظروف .بعضی متنهای نمایشی دارای بار موضوعی بالا و ایده ای وسیع می باشند اما در ساختاری ضعیف و تکنیکی نا مناسب نوشته می شوند .

3-   نویسنده به موضوع احاطه ی کامل داشته باشد .مطلع بودن از علوم انسانی و سایر علوم مرتبط با آنچه در نمایشنامه نوشته شده است ، به واقع نمایی آن کمک بسیاری می کند .

4-   نمایشنامه دارای زیر ساخت واقع نمایی باشد .این موضوع با واقع گرایی متفاوت است .واقع نمایی یعنی اتفاق افتادنی .مهم نیست در چه سبکی می نویسیم ،اما مهم آن است که جوری وقایع بیان شود که برای بیننده یا خواننده موجه باشد و قابل باور .که این مسئله به ساختار برمی گردد.

5-   فاکتورهای جذب مخاطب را دارا باشد .این یکی از مهمترین موارد در نمایشنامه نویسی است که اغلب از آن به عنوان موردی پیش پا افتاده یاد می کنند .در حالی که به نظر نگارنده یک مورد اساسی و مهم می باشد .مواردی مثل طنز ،تعلیق ،شخصیتهای بکر و جذاب و...نباید فراموش شود .زیرا ما باید ابتدا تماشاگر را روی صندلی بنشانیم ،بعد برایش از موضوعات مهیب حرف بزنیم.

 

نکاتي چند در باب نمايش نامه خواني و اقتباس براي نوجوانان

 

چندين سال است که به همت مديران محترم حوزه هنري استان زنجان چند همايش نمايشنامه خواني برگزار گرديده که به نوبه خود تحولي است و از جهاتي حائز اهميت .از آنجا که اهداف آموزشي در زمينه نمايشنامه خواني، نمايشنامه نويسي، اقتباس از مجموعه هاي پرمايه و غني ادبيات فارسي به منظور مطالعات هنري، زبانشناسي، اجتماعي، و مردمشناسي، براي کودکان، نوجوانان در مقاطع تحصيلي ابتدائي، راهنمايي و دبيرستان و از سويي ديگر گشودن دريچه اي به سوي قلمرويي اطمينان بخش جهت حضور تجربه گرايان حوزة تئاتر و پرفورمنس  و ورود ايشان به قلمرو تئاتر حرفه اي ، همه و همه مي توانند در زمره دستاوردهاي اين جشنواره ها باشند لذا در صدد برآمدم بطور اجمال نکاتي را به زبان ساده در خصوص موارد مذکور به استحضار برسانم.

تعريف:

 خواندن دراماتيک و تأثيرگذار يک نمايشنامه مکتوب، قرائت و ترجمان اپيزود يا اپيزودهايي از يک نمايشنامه، خوانش يک طرح نمايشي ،باز خواني، بازپردازي ويا دکلمه قصه و يا داستاني به صورت دراماتيک به قصد دستيابي به اهداف ويژه اي از قبيل آموزش خواندن در مقاطع تحصيلي پايين و يا مطالعات اجتماعي وآشنايي با قهرمانان تاريخي يا کليه اهدافي که تئاتر يا پرفورمنس در برمي گيرد را مي توان نمايش نامه خواني ناميد.

 

مشارکت در ايفاي نقش از طريق نمايشنامه خواني

 

در نمايشنامه خواني دو يا چند نفر متن يا متون نمايشي را با استفاده از مهارت هاي صدا و فن بيان و تانسيونهاي(حرکات کوچک وريز) بدني مي خوانند تا به مخاطب القا کنند که فضا و مکان و زمان نمايش و شخصيت و شخصيت پردازي و اکسيون نمايشي را تجسم نمايند. و از آنجا که در چنين اجرائي  حرکت کامل به کار نمي آيد. بنابراين جلسات تمرين کمتر و آن جلسات معدود نيز محدوداست به تمرين مهارت هاي بيان واز سوي ديگر چون نمايشنامه خوانان هنگام بازخواني متن نمايشي نشسته اند و تماشاچي نيز موظف است به تجسم، هيچ صحنه پردازي ، لوازم صحنه، حرکت در صحنه، طراحي لباس و ساير لوازم نياز نيست، اما چنانچه استفاده از کلاه، عينک، کراوات ويا لوازم کمينه اي که بتواند به مخاطب يا تماشاچي کمک کند تا با يک شخصيت نمايش بيشتر آشنا گردد پس مي توان از آنها بهره گرفت.

 

نويسندگان نمايشنامه هاي نمايشنامه خواني نيز با ساير متون نمايشي تفاوتهايي دارند. زيرابراي آفرينش  اينگونه متون به منظور ايجاد تخيل و تجسم در ذهن تماشاچي از تکنيک هاي ديگر تا حدي متمايز بايستي بهره گيرند. مثلاً براي داستانهاي تاريخي تأکيد بيشتر بر روي بيان ترجماني صدا است تا تماشاچي زندگي در گذشته را راحت تداعي کند (مثلا گويش رايج مردم در عصر صفويه، ساساني يا اعصار ديگر تاريخي).

از سويي نمايشنامه خوان بيشتر از اينکه مستقيماً با نقش مخاطب رو در رو باشد بايستي بيشتر رو در روي تماشاچي و مستقيما با او صحبت کند. بازيگر بر روي صحنه نقش مخاطب را تماشاگر فرض مي نمايد ولي در نمايشنامه خواني مخاطب در تخيل احساسي صحنه مشارکت مي نمايد مگر اينکه در نمايش اهداف ديگري در جهت دريافت عکس العمل متفاوتي از تماشاچي در نظر گرفته شده باشد. گاهي يک داستان بلند تاريخي را مي توان برگزيد تا بخش هاي مهم و جالب تر آن را آداپته نموده و بازخواني دراماتيک نمود تا نوآموز دبستاني يا راهنمايي که با اصل آثار بزرگ آشنا نيست و توان آشنايي با آن را بطور کامل ندارد از اين طريق با آن آثار يا برهه تاريخي آشنا گردد و بدينوسيله در تماشاچي نيز القاء شود که آن اثر را بخوانند.

 

انتخاب و آماده ساختن نمايشنامه خوان

پيش از اينکه نمايشنامه نويس جوان بتواند دست به انتخاب متن وسر انجام اقتباس آن براي نمايشنامه خواني بزند نکات زير ميتواند به او کمک کند تا با تکنيک هاي لازم آشنا گردد. در انتخاب نمايشنامه خوان بايد نکات زير رعايت شود:

الف: نمايشنامه خوان بايستي توانايي تحليل شخصيت نمايشنامه را داشته باشدوابعاد شخصيتي آن را به خوبي بشناسد تا بتواند از عهده جان بخشيدن به آن برآيد.

ب: کار دور ميز ، خواندن متن و آشنايي با لحن هاي مختلف بيان( لحن به معناي بيان موضع گوينده نسبت به شنونده مانند لحن آمرانه فرمانده به سرباز، عاشق به معشوق، وغيره) داشته باشد.

ج: نمايش خوان را مي توان انتخاب نمود ويا ممکن است خود داوطلب نقش خاصي باشد، پس از انتخاب بايستي خطوط ديالوگ هاي خود را برجسته نمايد وبه او اجازه داد که نقش را در سکوت ابتدا بخواند سپس مراحل خواندن راطي نمايد.

د: اگر متن مزبور در يک کلاس درس ويا در  ميان گروه اندکي مخاطب خوانده ميشود، انعکاس صدا، عکس العمل احساسي و رفلکس هاي بدني ميتواند از جهت رفتار شناسي و مطالعه اجتماعي مورد ارزيابي قرار گيرد.

ه: از لحاظ فن بيان بايستي نماشنامه خوان داراي رسايي صدا، شمرده گويي،آشنابه طرز تلفظ درست لغات و اصطلاحات رايج و حتي منسوخ، ريتم و ضرب آهنگ گفتاري دراماتيک، و ساير مهارت هاي بياني نمايشي باشد.

و: اگر متن شاعرانه است نمايشنامه خوان بايد در دکلمه اشعار ماهر باشد.

    

فوايد نمايشنامه خواني به عنوان روشي براي مطالعات اجتماعي

 

نياز به آشنايي با تاريخ و پيوند ديروز وامروز ، آشنايي با گويش هاي دوره هاي مختلف تاريخي به منظور مطالعات اجتماعي از يک سو  و اصل نوشتن ماهرانه متون نمايشي با توجه به اينکه تئاتر يک ارگان مدرن و کارآمد بسيار موثر در فرايند گفتمان سازي در راستاي مدرن سازي جامعه از سوي ديگر انکار ناپذير است. يافتن متني براي کودکان به قصد اقتباس بيش از هر چيز نيازمند است به خواندن يک داستان تاريخي طولاني. اين امر سبب آشنايي ايشان با نحوه زندگي گذشتگان مي گردد. براي تحليل دقيق برهه اي از تاريخ ويا شخصيت هاي آن دوره نمايش خوان بايستي آشنا باشد با بستر تاريخي و ساير دلايل براي ارائه صحنه اداپته شده براي القا احساس لازم و فهم درستي از آن لحظه تاريخي منتخب . بسياري از قصه هاي تاريخي کلمات و اصطلاحات ويژه دوره خاصي را معرفي مي نمايند که در زمان حاضر ديگر به کار نمي روند و کاربرد دوباره آنها دايره واژگاني دانش آموز و مخاطب را ارتقا ميدهد.

نويسندگي خلاق و موثر و خوانش انتقادي متون از اهداف مهم مطالعات اجتماعي است. بنا بر اين اگر متني در اين راستا انتخاب گرديده تا هدف مذبور را با دراماتيزه کردن آن بخش از داستان تاريخي تامين نمايد پس نمايشنامه نويس بايستي :

 ديالوگ هاي راوي را بنگارد، مقدمه اي براي معرفي شخصيت نياز است و روند متوالي رويدادها به لحاظ زمان، مکان، و علت و معلول بايستي (در نمايشنامه هاي کلاسيک) به اطلاع تماشاچي برسد.

گره هاي دروني نيز بايستي در نوشته افزوده گردد تا متن خوان بتواند توصيفات لازم را در اختيار تماشاچي بگذارد و ديالوگ هاي پاياني بايستي در پي تعليقي باشد که تماشاچي را به شکلي منطقي از لحاظ انديشه و احساس درگير کرده و تا پايان همراه خود راهبري نمايد.

براي تماشاچي نيز بايستي فضايي در نظر گرفته شود که به راحتي و با دقت هرچه بيشتر به تخيل و تجسم صحنه پرداخته و توجيه منطقي براي کنش هاي کيفي نمايشي بيابد. طرز نشستن براي نمايشنامه خوان بسيار اهميت دارد. نشستن روي کف صحنه، صندلي يا سه پايه مي توانند گوياي تفاوتهاي بارزي باشد مانند تفاوت هاي سني، اهميت شخصيت در صحنه و يا روابط بين شخصيت هاي نمايش.

مثلا يک خانواده به اين ترتيب مي توانند بر روي صحنه نشينيد. فرزندان کف صحنه، والدين بر روي صندلي و پدر و مادر بزرگ بر روي صندلي راحتي چنانچه لازم باشد.

مسير ورود به صحنه و خروج از آن از اهميت برخوردار است.

همه شخصيتها بايستي روبروي تماشاچي کنار تريبون يا جايي پشت تريبون بنشينند.

معرفي شخصيت ها توسط راوي با سر تکان دادن شخصيت ها براي تشخيص نقش آنها مي تواند انجام پذيرد.

براي حفظ تشابه با تماشاچي از لحاظ ظاهر لباس اصلاً لازم نيست .

پوشيدن تي شرت يا هرگونه زينت آلات اضافي لازم نيست.

استفاده از تصوير لازم نيست.

به هنگام خواندن نمايش بازيگر حق ندارد (همانند سبک هاي رئاليستي)با هر چيز يا هر صدايي باعث اختلال ذهني تماشاچي گردد.

 مناسب است که طرز نوشتار متن در همه نسخه هاي متن نمايش که در دست بازيگران است يکسان باشد.

همه نوشته ها در 2 ستون از وسط تا شده باشد و در جلدي سياه قرار داشته باشند.

نمايشنامه خوانان نبايستي با همديگر همزمان ورق بزنند.

ديالوگ ها بايستي براي تماشاچيان (بويژه با تناسب سني) آشنا باشد و نيازي به تعمق زياد براي يافتن معنا نداشته باشند.

فرا افکندن صدا بخشي ضروري است براي نمايشنامه خوان و متن خوان بايستي چنان به متن مسلط باشد که تنها با يک نگاه همه خط هاي آن را تداعي کرده و رو در روي تماشاچي ديالوگ ها را بگويد تا هم رساتر گردد وهم تاثير بخش تر.

خواننده متن بايستي شخصيت ها را بخوبي بشناسد تا احساسات و ابعاد شخصيتي را به تصوير بکشد. همه نمايشنامه خوانان بايستي هوشيار بوده و بدقت به ديالوگ هاي ديگر نمايشنامه خوانان توجه داشته باشند. چنانچه فرد يا افرادي که متن مي خوانند بي توجه بوده و احساس خستگي و ملال را از خود بروز دهند هيجان و مشارکت تماشاچي مختل خواهد شد.

 

انتخاب صحنه هايي از رمانهاي تاريخي يا زندگينامه ها براي اقتباس يا آداپته.

 

اگر متن مورد نظر براي نمايشنامه خواني براي جلب توجه تماشاچي به يک رويداد تاريخي مهم يا يک شخصيت مهم و يا يک دوره خاص تاريخي برگزيده شده باشد گزينش صحنه منظور بسيار مهم است.

گرچه قصه تاريخي که در آن ديالوگ  جريان داستان را بيشتر به پيش مي برد تا توصيفات،راحت تر آداپته مي شود اما در اين خصوص مي توان از زندگينامه ها و افسانه ها نيز استفاده نمود.

آن صحنه مورد براي آداپته بايستي قابليت و جذابيت دراماتيك نيز داشته باشد.

چه متني جاذبه دراماتيک دارد؟

متني که کشمکش در آن برجستگي ويژه اي داشته باشد.

کشمکش مي تواند لزوماً فيزيکي و عيني نباشد.

هرچه تعداد شخصيت ها کمتر و ميزان گفتگوها نيز بيشتر باشد آن صحنه در متن داستان تاريخي آسانتر آداپته دراماتيک مي گردد. و اگر سهم گفتار راوي زيادتر باشد درگيري مخاطب (تماشاچي) در تجسم صحنه ها کاهش مي يابد. تعداد زياد شخصيت ها باعث تأخير و يا عدم تشخيص روابط بينابيني آنها توسط تماشاچي در زمان مناسب گردد.

پيشنهاداتي براي نگارش متون نمايشنامه خواني

 

در اينجا تکنيک هايي براي ورود به قلمرو متون مناسب نمايشنامه خواني ارائه مي گردد:

1- تمامي متن منتخب را که قصد برگزيدن صحنه اي از آنرا براي آداپته نمودن داريد بطور کامل بخوانيد و اطمينان بيابيد که صحنه مورد نظر به تماشاچي کمک خواهد کرد که تصاوير ذهني از آن زمان و دوره تاريخي و تجسمي از سبک زندگي آن دوره را در خواهند يافت.

2- بهتر است از بخش آغازين کتاب صحنه اي را برگزينند تا همه طرح و داستان لو نرود (برملا نشود) پس در خواندن مجدد آن صحنه با توجه به در نظر گرفتن مخاطب فرضي مورد نظر خود و قدرت درک آنها گفتگوها را انتخاب کرده و با قلم مناسب آنها را هاي لايت کنيد.

3- دوباره آن قسمت را بخوانيد و توصيفات يا گفتگوهايي که به شناخت بيشتر شخصيت هاي نمايش و يا پيش بردن جريان رويداد کمکي نمي کنند را حذف کنيد.

4- يک راوي بيافرينيد تا اعمال نمايشي و گذر زمان را خلاصه نمايد.

5- گرچه در متن داستاني مذکور تاريخي ممکن است اسامي درج نشده باشد بهتر است شما براي هر خط ديالوگ اسامي شخصيت هارا درج نمائيد. و هر شخصيت، ديگري را با اسم مورد خطاب قرار دهد زيرا شخصيت نمايشنامه خوان روبروي تماشاچي قرار دارد و نه روبروي شخصيت. بدينوسيله يکديگر را با نام خطاب کردن مي تواند به مشارکت تماشاچي ياري رساند.

6- اگر زبان گفتگو کنندگان در داستان تاريخي مستعمل شده و ديگر رواج ندارد. ضمن حفظ حداکثري واژگان و ساختارجملات، بايستي ديالوگ ها از فهم تماشاچي ها خارج نباشد در غير اينصورت مي توان برخي از واژگان را با واژه هاي جديد جايگزين کرد به نحوي که به اصل مضمون تاريخي صدمه نرسد.

7- اگر صحنه مذکور پر است از تعداد زيادي شخصيت، شما مجازيد که شخصيت هاي غير مهم و کوچکتر را حذف نموده و ديالوگ هاي آنها را با رعايت هويت مشترکشان به شخصيت بزرگتري ببخشيد.

8- توصيف و دستور صحنه هاي مربوط به لحن صدا، ژست هاي لازم و يا ميميک صورت را در پرانتز به متن بيافزائيد تا نمايشنامه خوان در ايفاي نقش و خواندن آن ياري کند. اين توصيفات پس از ذکر نام شخصيت و قبل از ديالوگ بايستي درج گردد و چنانچه در بيان، ميان ديالوگ تغيير لحني لازم است توصيف هاي مذکور در پرانتز در ميان ديالوگ در پرانتز درج گردد.

9- چنانچه براي يک شخصيت به هنگام بيان ارتباط در سکوت مورد نياز است بايستي نام آن شخصيت را در جاي مناسب متن برجسته نوشت چنانکه گويي سخن مي گويد و به جاي درج ديالوگ توصيفات لازم را درج نمائيد.

10- متن را در کاغذ قطع معمولي از وسط تا شده براي درج ديالوگ در دو ستون به شکل جزوه درسي درآوري�


نمایشنامه-چیست؟ نمایشنامه-چیست؟ نمایشنامه-چیست؟ نمایشنامه-چیست؟ نمایشنامه-چیست؟ امتیاز : 14 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

شنبه 07 بهمن 1391

مطالب محبوب

شنبه 07 بهمن 1391

صفحات مطالب

1|